untitled
viviti

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت14:10

 

چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت
فكر را خاطره را، زير باران بايد برد
با همه مردم شهر، زير باران بايد رفت
دوست را، زير باران بايد ديد
عشق را، زير باران بايد جست
زير باران بايد چيز چيز نوشت، حرف زد، نيلوفر كاشت
زندگي تر شدن پي در پي
زندگي آب تني كردن در حوضچه ي « اكنون » است

 


پيام‌هاى زير براى يادداشت شما ارسال شده‌اند:

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:54

هيلدا جون صفحه جديد آماده است.... راستی يخچال همسايه درش باز شد....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:46

آوازي از ره دور:جنگل ها مي خوانند؟/و ندا آمد:خلوت ها مي آيند./ و شياري ز هراس./و ندا آمد:يادي بود،پيدا شد،پهنه چه زيبا شد!/«او»آمد،پرده ز هم وا بايد،درها هم،/و ندا آمد:پرها هم.((سهراب سپهري))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: sahar

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:46

گل تقدير نرويد بيگاه راهم اين بود/نبودم گمراه/ بهار همکه رفت جودی جون /منم ديگه برم فعلا بابای

E-mail:  وارد نشده است

URL:  shahrzad2003.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:44

دستم در كوه سحر «او»مي چيد،«او»مي چيد./و ندا آمد:و هجومي از خورشيد/از صخره شدم بالا.در هر گام،دنيايي تنهاتر،زيباتر./و ندا آمد:بالاتر،بالاتر…((سهراب سپهري))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:44

هيلدا جونم چشم... الان يه صفحه باز ميکنم...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:43

سايه شدم،و صدا كردم:/كو مرز پريدن ها،ديدن ها؟كو اوج «نه من»،دره «او»؟/و ندا آمد:لب بسته بپو./مرغي رفت،تنها بود،پر شد جام شگفت./ و ندا آمد:بر تو گوارا باد،تنهايي تنها باد!…((سهراب سپهري))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:42

بهار جونم، ببخشيد رفتم به مونا تلفن زدم حالا اومدم....موناي من نازه... خيلي لطف کردي خانومي، پاينده باشي...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:41

سلام جودی جون...جشن بگيريم من بالاخره تونستم بيام...جودی جون يه صفحه جديد لطفا باز کنيد...مدامerrorميده...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: sahar

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:34

خنده ها کرد بر او موی سياه/ز سری موی سپيدی روييد/تو ز يک راهی و ما از يک راه/بنشاندند مرا خواه نخواه

E-mail:  وارد نشده است

URL:  shahrzad2003.persianblog.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:33

يکی مونده به آخر می رم!جودی ديدی منا همچينهم کوچولو نيست! صددفعه شعرشو خوندم تا فهميدم که چی می خواد بگه ! واقعا فهميدم؟...خداحافظت جودی عزيزم خيلی خوب بود خيلی خوش گذشت ببخش اگه سرتو درد آوردم!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:28

مونا خداحافظ

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: sahar

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:25

سيه روزی و بد نامی اختيار نکرد/کسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد

E-mail:  وارد نشده است

URL:  shahrzad2003.persianblog.com

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:24

خداحافظ.

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:23

جودی فکر نکنی منم مي رما...اول همه اومدم آخر همه هم ميرم!گفتم که خيالت راحت باشه!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:22

گفت:دلت را دستت بگير بگذار اگر باراني آمد و تو در خيال چشمانت بوي رسيدن قطره ها را نديد ...باران بر سرش بريزد..بگذار اگر شب شد و خواب ماندي, ستاره ها بر صورتش گذر كنند...بگذار اگر پرستوها از شهر بي پروانه اي گريختند و چشمان تو اشكهاشان را نديد ...قبل رفتن همه گفتني ها, بر تاب(e) تن او نشانند و پر گيرند....بگذار اگر دشتها بي رخست(e) لمس يك شادي پر سرعت, سبزي را خط پاييزي گرفتند و فكر تو افسرده ,پريدن در آسمانها را مي طلبيد ,همه سترگي ي دستان و وسعت جان را براي او سرود خوانند...بگذار اگر تو بر كلاغها نفرين فرستادي ,شور خست و برق خواستها را او از قار قار مدامشان بربايد...."من هم گوش سپردم...!...///.من هم قلبم را بر دستم گذاردم و دستم را از پنجره بيرون نگاه داشتم......يعني خوب مي شود؟لبخند مي زند و مي گويد؟"بگذار ....}همه شاد باشيد...تا بعد...۲

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:22

برای بهار........گفت:دستانم رادراز می کنم...دستانم را باز مي كنم..هر انگشتم را سر انگشت اشاره اي مي كنم...و هر قطره اي را ركسانا ي دريايي مي بينم و با همه جانم باورم را نشانت مي دهم...شكوفه هاي تازه سر زده از شاخه اي لبريزرا...دروغ هاي مهربان همه را...درنگ معصوم همه, لب, خندانان را اشاره مي كنم, تا براي هميشه غرور مبرمت مستانه سكرت نگاه دارد...كه غمي نماند ...؛گفتم:نحيف می گويی....دلتنگی را نمی تونی بری کنی...۱

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:21

بهار جونم راحت باش، من باهات کاري ندارم فقط اينقدر اينور اونور نپر سرم درد گرفت...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:20

نمی دونم ديگه چی بگم ولی می دونم که اگه دست جودی به من برسه کچل ميشم!آخه امروز خيلی شيطونی کردم نه ؟

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:19

بارون جان لطف کردی... منتظرتم... قربانت

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:17

خيلي خيلي عالي بود جودي عزيز موفق باشي عزيزم. اگه قسمت باشه شب دوباره ميام. به جودي عزيز و همه دوستان خوبم: اي مهربان تر از برگ در بوسه هاي باران /بيداري ستاره ؛ در چشم جويباران / آئينه نگاهت پيوند صبح و ساحل / لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران/ بازا كه در هوايت خاموشي جنونم / فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:16

مونا جونم لطف کردي، سپاس به خاطر لطفت.... فداي تو ...فردا بهت زنگ ميزنم.... باشه...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:15

حادثه خانم خوش اومدی!!!!!!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:14

به منم می گن برگ چغندر!!!!!!!!البته اونا بگن شما که باور نمی کنيد!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:14

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن......{جودی جان....هيلدا و حميد عزيز....هادی جان....ليلا جان...سحره عزيز....بهار جان و بارون بهاره عزيزو همه و همه/////شاد و خوش باشيد ..من فعلا بايد برم.....خوب باشید...تا بعد....}.

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:13

روشنی را بچشيم. شب يک دهکده را وزن کنيم، خواب يک آهو را. گرمی لانه لک لک را ادراک کنيم. روی قانون چمن پا نگذاريم. و دهان را بگشاييم اگر ماه در آمد. و نگوييم که شب چيز بدی ست. و نگوييم که شب تاب ندارد خبر از بينش باغ.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:12

ماهی به اين کوچولوئی چی جوری حرفای به اين قشنگی به این بزرگی می زنه !!!!!!!ماهی جون ديدی گفتم جودی از همه بيشتر دوستت داره !

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:11

به من ميگن جودی باهوش....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:11

بارون جان من بازم ميام و مزاحم ميشم وبلاگتم خيلی قشنگه اگه ميخواين آدرس بچه ها رو بزارين بايد لينک بدين که توضيحش رو بهتون بعدا ميدم... حالا خانومی يا آقا....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:10

نه عزيزم درست گفتيد افرين به حس ششمتون

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:9

من نمی دانم که چرا می گويند: اسب حيوان نجيبي است، کبوتر زيباست. و چرا در قفس هيچ کسی کرکس نيست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد. چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:8

دوستان يه خواهشی ازتون داشتم : از اون جايی که من تازه به جمع شما پيوستم هنوز آشنايی با شما ندارمولی خيلی خوشحال ميشم که باهاتون آشنا بشم به همين خاطر ازتون دعوت ميکنم که به وبلاگ من سر بزنين و من رو در اين کار راهنمايی کنيد البته من از دوستانی که به من سر زدن ممنونم افتخار دادن البته بلاگ من نسبت به مال شما هنوزچيزی نيست ولی اميدوارم با کمک و راهنمايي شما بهتر بشه .

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:5

حدس ميزنم، اگه اشتباه کردم بگيد....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:3

۱۲ شب تهران ?مرسي جودي جان ولي از كجا ميدونيد كه من خانوممlooooooooolllll

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:3

خاليه خال...کمی هم سرد...کمی هم ساکت....صدای کلاغ صبح ها بيدارش می کرد و تيک تیکه دقيقه هايش همان چکه چکه شيره آبی بود که حوصله اش را نداشت....نه!آرزوهايش را هنوز فراموش نکرده بود....جزا و پاداش را دوره می کرد....و انگشتانش برای شمردن هنوز کمتر از حوصله اش بود....دردهايش را با چسبه زخم قايم کرده بود...و صدايش را پارچه خفيف....احتماله همه چيز را هم هنوز می داد...هنوز از مرگ می ترسيد و هنوز شبها گاهی دلش هوای لالايی ی مادرش را می کرد...هنوز احترام بلد بود...هنوز مثله همه مانده بود...هر از گاهی بلند تکرار می کرد...:ـ ارزش گل تو به قدر عمري است كه به پاش صرف كرده اي. ! لبخند می زد و دوباره غرق می شد....... او هم اهلی شده بود....و لی دلش نمی خواست فرار کند....می خواست بماند و همه ی گريه هايش را بریزد....اما....لبخند می زد و غرق می شد...

E-mail:  mona3097@yahoo.com

نويسنده: sahar

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:2

ای صبح ای بشارت فرياد امشب خروس را در استان امدنت سر بريده اند

E-mail:  وارد نشده است

URL:  shahrzad2003.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:1

بهار جون به مونا حسودي نکن اون خيلي کوچولوه...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 15:0

بگو به باران ببارد امشب / بشويد از رخ / غبار اين كوچه باغ ها را/ كه در زلالش سحر بجويد/زبيكران ها /حضور ما را/ به جستجوي كرانه هايي / كه را بازگشت از آن ندانيم

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:58

بارون خانوم تا اونجا که مي دونم امشب تا ساعت 12

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: sahar

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:58

مرثی/ای انسان ای سوار سرکش مغرور/ای شتابان رهرو گمراه/ای به غفلت مانده ای خودخواه

E-mail:  وارد نشده است

URL:  shahrzad2003.persianblog.com

نويسنده: گل من

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:56

حتما هادی جان . اميدوارم که هميشه خوب خوب باشی .. بهار جونم به جای من هم کيک بخور باشيرينی خامه‌ای که من خيلی دوست دارم . جودی عزيزم اصلا قابل توروداشت . وظيفه بود گلم ... خداحافظ همگی تادم در ديگه نياين زحمت ميشه .. جودی ،،ماچ،،ماچ ،،خداحافظ

E-mail:  goleman_rr@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:55

شبها که ستاره هم فروخفته است / گلهای سپيد باغ بيدارند / شبها که تو بی بهانه ميگری/ شبها که تو عطر شعرهايت را/ از پنجره ها نميدهی پرواز / گلهای سپيد باغ بيدارند //سياوش كسرايي//

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:55

جودی جواب اين بارون خانم نمی خوای بدی!نمی خوای بگی تا کی وقت داريم شرمونو از سرت کم کنيم!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:54

می دونم که همه رو دوست داريد بحث من سر بيشتر کمتره ! (امضاء : دوستدارت نه بيشتر نه کمتر)

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:52

منم دوستش دارم بهار جان.....

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  marmooli.blogspot.com

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:52

دوستان عزيز جشن تا چه ساعتی برقراره؟؟؟؟؟؟؟؟

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:52

ممنونم جودی جان...... {{اما نه خدا و نه شیطان، سرنوشت تو را بتی رقم زد که دیگران می پرستیدند... بتی که دیگرانش می پرستیدند}}

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  marmooli.blogspot.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:51

تنها تو بخواه تا بماند اين آتش جاودانه در من

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:49

گلم، خيلي خيلي لطف کردي، زحمت کشيدي خانومي جبران کنم ايشاا.... ، بهار جون من مونا رو خيلي دوست دارم خودش ميدونه البته من همه ي شما رو خيلي خيلي دوست دارم به خدا راست ميگم مگه نه مونا....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:48

گل من خداحافظ برو هرچند پايانت پشيمانی ست!يعنی به سلامت ولی اگه پيشمون شدی تقصير ما نيستا آخه اين جودی کيکای تولدشو گذاشته هر وقت مارفتيم بياره ديگه خود دانی!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: leila

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:48

ميان اين سنگ و آفتاب، پژمردگی افسانه شد. درخت، نقشی در ابديت ريخت. انگشتانم برنده ترين خار را می نوازد. لبانم به پرتو شوکران لبخند می زند. اين تو بودی که هر وزشی، هديه ای ناشناس به دامنت می ريخت؟ و اينک هر هديه ابديتی ست. اين تو بودی که طرح عطش را بر سنگ نهفته ترين چشمه کشيدی؟ و اينک چشمه نزديک، نقش عطش در خود می شکند. گفتی نهال از طوفان می هراسد. و اينک بباليد، نو رسته ترين نهالان! که تهاجم بر باد رفت. سياه ترين ماران می رقصند. و برهنه شويد، زيباترين پيکرها! که گزيدن نوازش شد.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:46

بهار نيست به باغی که باغبانش نيست!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:46

گل من عزيز لطف کردی . خسته نباشيد . زود به زود به ما سر بزن

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: گل من

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:45

من هم اومدم ولی بايد ديگه خداحافظی کنم ، جودی جونم امروز خيلی زحمت کشيدی يادم باشه که يخچالت رو منفجر کنم ، هادی عزيز مرسی به خاطر شعرهای قشنگتون و به همه شما عزيزانی که امروز باهاشون اشنا شدم خسته نباشيد ميگم .. خوب يه چيزی هم شما بگين ..

E-mail:  goleman_rr@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:44

ماهی جون اين جودی ها خيلی تورو دوست داره بيشتر از همه ما به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!فکر نکنی حسوديم نميشه ها !ميشه!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:43

مونا جون حالا که خودت رسما وبلاگت رو معرفي کردي منم از اين به بعد ميگم بچه ها بيان لينکتون هم ميزارم تو وبم.... ولي به قران من تا الان طبق قولي که داده بودم به کسي نگفتم.....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:42

حميد و هيلدای عزيز .ديروز مسئوليتی بر عهده ما گذاشته شده ، برای هماهنگی می خواستم نظر شما دو عزيز را بدانم

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:42

هيلدا آخه وقتی ديدم همتون ماکارونی می خواهين ترس برم داشتم خواستم تا شما نرسيدين زود زود تمومش کنم !...من چه ميدونستم که برات ميرسه!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:42

اگر دوست داشتن،به يك مجموعه خاطره ي مجرد تبديل شود،ديگر اين خاطرات،از جنس عشق و دوست داشتن نيستند؛و از آنجا كه انسان،محتاج دوست داشتن است و دوست داشته شدن،در اين حال عليرغم زيبايي خاطرات،انسان محتاج،به دوست داشتني نو ـ دوست داشتني ديگر ـ نيازمند مي شود،وپناه مي برد،و اين،عشق نخستين را ويران مي كند،بي آنكه شبه عشق دوم بتواند قطره يي از خلوص را در خود داشته باشد،و عميق باشد،و با معنا باشد،و عطر و رنگ شفافي و جلاي عشق نخستين ـ يا تنها عشق ـ را داشته باشد.((نادر ابراهيمي))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:41

به كهكشان به بيكران به جاودان، كنون كه آمديم تا به اوجها مرا بشوي با شراب موجها مرا بپيچ در حرير بوسه ات...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:40

مونا جون حتما به وبلاگتون می اييم...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:40

رازقی پر پر شد. باغ در چله نشست. تو به خاک افتادی. کمر عشق شکست

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: sahar

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:39

هر اشنايی تازه اندوهی تازه است /مگذاريد شما را به نام بخوانند /هر سلام سراغاز دردناک يک خداحافظی است

E-mail:  وارد نشده است

URL:  shahrzad2003.persianblog.com

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:39

خواهش می کنم جودی جون.... رفتي ... رفتي... به آخرين جاده رسيدي... به آخرين پرچين... آن سو كسي منتظر نبود... نه حتا ساقه ي لوبيا كه تو را به قصر بالاي ابرها ببرد... خط را بگير و بيا... اين جا هنوز بستري است بي پرچين... و زني در باد... سرگرمِ كشتِ قاصدك... بگذار در فاصلهُ پوست تو و غربتِ من... يك بار كلاغ به خانه اش برسد... پيش از آن كه قصه به سر شود .

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  marmooli.blogspot.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:39

آسمان چون من غبار آلود دلگيريست...باد بوی خاک باران خورده می آرد ...باغ حسرتناک بارانی ست...چون دل من در هوای گريه سيری!

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:39

سلام سحر جون، ممنونم من خوبم، شما چطوريد؟

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:39

عشق،عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن ديگري نيست؛پيوسته نو كردن خواستني ست كه خود،پيوسته،خواهان نو شدن است،و ديگرگون شدن.تازگي ذات عشق است،و طراوت بافت عشق،چگونه مي شود تازگي و طراوت را از عشق گرفت،و عشق،همچنان،عشق بماند؟ ((نادر ابراهيمي))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:37

بله ديگه حميد مهربونم برام ماکارونی آوردند...بهار جون اينقدر تند تند نمی خوردی که تو گلوت گير کنه...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: sahar

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:37

سلام جودی جون/اميدوارم خوب باشی

E-mail:  وارد نشده است

URL:  shahrzad2003.persianblog.com

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:36

انتظار سخت تر است يا تنهايی؟...بگو!......؛پيشه من و سميرا خانم هم بياييد....آدرسشو نوشتم....

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  marmooli.blogspot.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:36

عاشق روزها و شبهاي هفته و ماه و سال را به حال خويش رها نمي كند.عاشق،شبيه نمي سازد.عاشق،دمادم،چيزي را نو مي كند ـ چيزي،حتي بسيار بسيار كوچك را.((نادر ابراهيمي))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: بارون بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:36

ما چقدر از عشق دور افتاده ايم / خسته در فصل غرور افتاده ايم/در غروبی سرد تنها مانده ايم / همچو سنگی در قبورافتاده ايم /هيچ کس را رغبت اين قصه نيست / چون کتابی از مرور افتاده ايم/ جاده ای متروک وبی عابر .دريغ/ديرگاهی از عبور افتاده ايم

E-mail:  lemon_lemon44014@yahoo.co.uk

URL:  matilda.persianblog.com

نويسنده: بهار

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:36

نه بدبختانه هنوز نفس می کشم! هيلدا خانم انگار بلاخره برات ماکارونی رسيد

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:35

جودی جون فکر کنم رفته گل بچينه...زياد منتظرش نباش چون بعدش ميره گلاب بياره...P:

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:34

مونا جون راستي يادم رفت بگم ميلي که ديروز فرستادي خوندم، خودم اينکار رو ميکنم.... بازم مرسي...

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: هيلدا_حميد

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:34

ديرگاهيست نامت را ستاره باران نکرده ام ، ای مهربان ! ای خدای من! ای مولای من! خالی از حس توام! مرا چه شده است.... زنگارهای دنيا ! ... وای بر من .... بگذار لحظه ای صدای « الهی العفو » حضورم چون قطرات باران بر من ببارد ای مهربان من ! ای خدای من ! ای نور ! مرا با خويشتن خويشم تنها مگذار

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:34

عاشق را بايد به هنگام عبور از خياباني يكطرفه پيدا كرد؛خياباني بي بازگشت. «عشق،شكستن و پاره كردن حريم ممنوعيت هاي ناموجه است.عشق،اوج آزادي فردي ست براي آنكس كه خواهان شريف ترين آزادي هاست.عشق،نوع عميق و متعالي اخلاق است كه به جنگ با شبه اخلاق و اخلاقيات بازاري مي رود.»((نادر ابراهيمي))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:33

هيلدا جون کسی اين سبزه رو نديده منظورم مادر ديوه... يهوئی غيبش زد.....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: جودي

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:32

هيلدا جون، مامان بزرگ قصه ات قشنگ بود اما من هنوز خوابم نمياد....

E-mail:  jodie1359@yahoo.com

URL:  http://www.jodie.persianblog.com/

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:32

لبخند تذهيب زندگي ست.((نادر ابراهيمی))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: جودی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:31

مي شد اين جا نباشم اينك آه… بي تو موجم نمي برد زين جا راستي گر شبي نباشم من چه غريب است ساحلِ تنها من و اين مرغ هايِ سرگردان پرسه ها مي زنيم تا فردا تازه – شعري سروده ام از تو- غزلي چون خودِ شما زيبا تو كه گوش ات به اين دقايق نيست باز هم ذوقِ گوش ماهي ها

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:31

پای سگ بوسيد مجنون . خلق پرسيد : اين چه بود؟ گفت :اين سگ گا هگاهی کوی ليلی رفته بود!!!!!!!!!

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: جودی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:30

با غروب اين دِل گرفته مرا مي رساند به دامنِ دريا مي روم گوش مي دهم به سكوت چه شگفت است- اين هميشه صدا ! لحظه هائي كه در فلق گم شد با شفق باز مي شود پيدا چه غروري! چه سرشكن سنگي! موج كوب است يا خيالِ شما! دِل خورشيد هم به حالم سوخت سرخ تر از هميشه گفت: “ بيا ”

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

نويسنده: ماهی سياه کوچولو

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:30

قصه را می دانی و باز... می خواهی از زبان من بشنوی.. گمان نمکنم دلت برای شنیدن صدای من تنگی کند...يا نکند که تنهايی؟ می خواهی کسی صدايت کرده باشد؟ همه چيز را دانستن... درده عجیبی ست...بی نیازی هم.... و تنها.. تنهایی.... و رازها...رازها را نگفته می دانی.نه؟... و به ما هيچ نمی گويی..نه؟.... فرقی نیست...گمانم دوستی هم با تو غریبه است مثله عشق!

E-mail:  mona3097@yahoo.com

URL:  وارد نشده است

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:30

جودی جون ...ديدی شدم مامان بزرگ...قصه پريای زنده ياد شاملو را گفتم...ديگه نگی تنها هستما...خودم کنارتم...نبينم مثل ديشب بغض کنی گريه کنی...دوستت دارم...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هيلدا_حميد

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:29

گيرم اين درخت تناور در قله بلوغ آبستن از نسيم گناهي است؛ اما - اي ابر سوگوار سيه پوش ! - اين شاخه شكوفه چه كرده‌است، كاين سان كبود مانده و خاموش؟ گيرم خدا نخواست كه اين شاخ بيند ز ابر و باد نوازش اما اين شاخه شكوفه كه افسرد - از سردي بهار با گونه كبود - آيا چه كرده بود؟ “ شفيعي كدكني “

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:28

« - دلنگ دلنگ، شاد شديم... از ستم آزاد شديم... خورشيد خانم آفتاب كرد... كلي برنج تو آب كرد... خورشيد خانوم! بفرمائين!... از اون بالا بياين پائين... ما ظلمو نفله كرديم... از وقتي خلق پا شد... زندگي مال ما شد... از شادي سير نمي شيم... ديگه اسير نمي شيم... ها جستيم و واجستيم... تو حوض نقره جستيم... سيب طلا رو چيديم... به خونه مون رسيديم ... » بالا رفتيم دوغ بود... قصه بي بيم دروغ بود، ... پائين اومديم ماست بود... قصه ما راست بود:... قصه ما به سر رسيد... غلاغه به خونه ش نرسيد،... هاچين و واچين... زنجيرو ورچين!... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هيلدا_حميد

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:27

واي باران ؛ باران ؛ شيشه پنجره را باران شست. از دل من اما ، - چه كسي نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربي رنگ ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ. مي پرد مرغ نگاهم تا دور، واي ، باران ، باران ، پر مرغان نگاهم را شست. واي باران.......... ............ " حميد مصدق "

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:27

پريا هيچي نگفتن، زار و زار گريه مي كردن پريا... مث ابراي باهار گريه مي كردن پريا... دس زدم به شونه شون... كه كنم روونه شون -... پريا جيغ زدن، ويغ زدن، جادو بودن دود شدن، بالا رفتن تار شدن... [ پائين اومدن پود شدن، پير شدن گريه شدن، جوون شدن... . [ خنده شدن، خان شدن بنده شدن، خروس سر كنده شدن،.. [ ميوه شدن هسه شدن، انار سر بسّه شدن، اميد شدن ياس... [ شدن، ستاره نحس شدن ... وقتي ديدن ستاره... يه من اثر نداره:... مي بينم و حاشا مي كنم، بازي رو تماشا مي كنم... هاج و واج و منگ نمي شم، از جادو سنگ نمي شم -... يكيش تنگ شراب شد... يكيش درياي آب شد... يكيش كوه شد و زق زد... تو آسمون تتق زد ... شرابه رو سر كشيدم... پاشنه رو ور كشيدم... زدم به دريا تر شدم، از آن ورش به در شدم... دويدم و دويدم... بالاي كوه رسيدم... اون ور كوه ساز مي زدن، همپاي آواز مي زدن:... ((احمد شاملو))

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:25

باز آمدی کف ميزنی تا خانه ها ويران کنی.....زيرا که در ويرانه ها خورشيد ويران ميرسد

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: هيلدا_حميد

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:24

غلام مردم چشمم كه با سياه دلي- هزار قطره ببارد چو درد دل شمرم-- به هر نظر بت ما جلوه مي‌كند ليكن- كس اين كرشمه نبيند كه من همي نگرم

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: Hamid-Hilda

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:24

سلام...من هم اومدم...و بقيه قصه پريا رو اينجا می نويسم...

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هيلدا_حميد

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:23

سلام هادی عزيز .....

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com

نويسنده: هادی

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:23

حميد جان سلام ، خسته نباشيد

E-mail:  rahimian@nigc.ir

URL:  hadir.persianblog.com

نويسنده: هيلدا_حميد

يكشنبه، 5 مرداد 1382، ساعت 14:21

اي خوشا باده‌ي آن عشق كه آهسته كند مست - ورنه هر زودرسي در دل و جان دير نپايد-- نازم آن شعله‌ي شوقي كه به تدريج بگيرد- سر زند از دل و سر بر فلك زهره بسايد

E-mail:  aryanlove_blog@yahoo.com

URL:  aryanlove.persianblog.com


Web Hosting · Blog · Guestbooks · Message Forums · Mailing Lists
Easiest Website Builder ever! · Build your own toolbar · Free Talking Character · Email Marketing
powered by a free webtools company bravenet.com